زين العابدين شيروانى
595
بستان السياحه ( فارسي )
و نايب حضرت سبحان است نظم چون خدا هركز نيايد در عيان * نايب حقّند اين پيغمبران آنكه جان بخشد اكر بكشد رواست * نايب است دوست او دست خداست نه آنكه مرد جاهل تقليد انسان كامل كرده بظنّ و كمان و قياس و استحسان زبان بر ردّ و قبول كشايد و بمضمون المرء متعبّد بظنّه اقدام نمايد نظم چه مىكويم كه دور افتادم از راه * فذرهم بعد ما جاءت قل اللّه و چون يحيى برمكى نسبت به سدّهء سنيّه قطب دائره ولايت و خورشيد سپهر امامت امام هفتم حضرت موسى الكاظم ( ع ) بسبب حبّ جاه دشمن كشت و بامر هارون آن معصوم ( ع ) را مسموم كرده از جهان فانى دركذشت بمضمون من اعان ظالما فقد سلّطه اللّه عليه هارون دودمان آل برامكه را برانداخت و خاندان ايشان را معدوم و نابود ساخت بزركى چه خوب كفته الهى هرك را براندازى ما باش دراندازى اشعار آنكس كه ز كين بما درافتاد * با ما نه كه با خدا درافتاد آنكس كه شكست جام باده * با ساقى دلرُبا درافتاد هركس دل اولياء بيازرد * با سرور اولياء درافتاد و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين ذكر نور ولايتى است معمور از توابع رستمدار و اكثر قراى آن در كوهسار آبش خوشكوار و هوايش سازكار و از مضافات مازندرانست مردمش همكى شيعى مذهب و جبلىمشربند اكرچه راقم آنجا را نديده امّا آهالش بسيار مشاهده كرديده اشخاص نيك از آنجا ظهور نمودهاند ذكر نور پور بلدهايست معمور از بلاد پنجاب و محلّى است بهجتمآب پارچهاى لطيف در آنجا مىبافند اكرچه راقم داخل آن شهر نكرديده امّا بقرب و جوارش رسيده وى در زمين هموار واقع و جوانب آن واسع مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمانند ذكر نوبه كشوريست از اقليم سودان و مشتمل است بر بلاد فراوان و نواحى بسيار و قراى بيشمار همكى از اقليم اوّل هوايش بهغايت حارّ و اكثر آبهاى آنجا ناكوار امّا مردمش شجاع و دلير و وفا دارند چنان كه كويند در تعريف مردم نوبه اخبار وارد است بدين مضمون كه هركه خواهد برادر كيرد و دوست اختيار كند از مردم نوبه كيرد و در كتب تواريخ مسطور است كه لقمان حكيم از اهل نوبه بوده و در ملك مصر و شام نشو و نما نموده راقم جمعى از اهل نوبه را ديده كه اهل معرفت بودهاند ذكر نوبندكان قريهايست قصبه مانند و محلّى است دلپسند از توابع شهر فساء قرب هزار باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست در زمين هموار واقع و اطرافش واسع آبش از كاريز و هوايش فرحانكيز قديم الايّام شهركى بوده و مرور ايّامش قريه نموده مردمش شيعىمذهبند مكرّر مشاهده شده ذكر نهروان بر وزن شهروان از مداين سبعهء عراق عرب بوده و مرور دهور و كرور شهور آن را به كلى خراب نموده است ذكر نهاوند شهركيست خاطرپسند از اقليم چهارم آبش خوب و هوايش خرّم و از بلاد قديمهء عراق عجم و خاكش بهجتتوام است آن شهر بر بلندى و پستى اتّفاق افتاده لهذا به نظر بيننده بسيار فرخنده و زيبنده است و سمت جنوبش فىالجمله كشاده و اكثر مشتهياتش مهيّا و آماده است و جبال راسيه بدان شهر قريب و مردمش از متاع مردمى با نصيب همكى شيعىمذهب و عموما خوشمشربند اصحاب فضل و كمال و ارباب وجد و حال از آنجا ظهور نمودهاند منجمله عبد الجبّار بن مبارك از اصحاب امام محمّد ( ع ) بن على ( ع ) الجواد ( ع ) و ابو العبّاس از مشايخ عظام از آنجا بودهاند اكنون نيز از اهل معارف آن ديار خالى نيست مكرّر مشاهده شده است اكثر ميوههاى سردسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان و در بيشتر خانهاى آنجا آب روانست و آن شهر سمت جنوب همدان و مسافت دو مرحله دور است ذكر نيل نام روديست مشهور و در كتب اخبار مسطور است كه چهار رود است كه هر صباح آب بهشت بر آن رودها مىريزد اوّل رود نيل دويّم فرات سيّم جيحون چهارم سيحون است و تفصيل رود نيل در ضمن مصر ذكر شده و نيز نام شهرى بوده كه حجّاج يوسف آن را در كنار دجله احداث نموده بمرور ايّام خراب شده كه بجز نامى از آن نمانده است ذكر نيريز قصبهايست نشاطآميز از قصبات فارس در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است و سمت جنوب و مشرقش به كوه نزديك آبش از كاريز و هوايش فرحانكيز است قرب دو هزار باب خانه در اوست و بيست پاره قريه معموره مضافات اوست ميوههاى سردسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان و هندوانهء آنجا